مطالب برگرفته از وبلاگ فیلتر شده ی "مهاجر" http://www.mahajerchest.mihanblog.com
عملیات اخراج اجباری مهاجرین افغان با دسایس توده ای ها از ایران
چشم اندازی به گذشته ها :
هجرت و مهاجرت در هنگام اضطرار ، مشکلات و ناامنی در بین جامعه از جمله برنامه های مهم و اساسی راه حل ارائه شده اسلام از قید ظلم ، جنایت ، وحشت ، تجاوز ، بی حرمتی ، فشار فقر ، گرسنگی و بالاتر از همه زنده ماندن است .
زمانیکه شرک ، بت پرستی و وحشی گری در جزیره العرب به اوج خود رسیده بود و خداوند تبارک و تعالی (ج) بر بشریت محروم منت گذاشت و حضرت پیامبر اکرم (ص) را برای هدایت انسان ها تا انتهای تاریخ مبعوث به رسالت فرمود و آهسته آهسته باشند گان سرزمین مکه بسوی این آئین آزادی بخش تمایل و گرایش پیدا می کردند، روزی مشاهده نمودند که حضرت محمد مصطفی (ص) در محدوده نیم دائره حجر اسمعیل رو به خانه خدا ایستاده و همسرش حضرت خدیجه (ع) و حضرت علی (ع) که در سن کودکی قرار داشت پشت سر حضرت پیامبر اکرم (ص) ایستاده به امامت آن حضرت نماز جماعت خواندند.
وقتی سران کفار قریش آن صحنه پر از صفا و معنویت را بدقت تماشا کردند، از خم وراست شدن منظم و هم آهنگ ایشان در جریان ادای نماز، شدیداً متعجب گردیده، ضمناً سراپای شان به لرزه در آمده، زنگ خطر شدیدی بگوش شان طنین انداخت و حیات سیاسی و اجتماعی خود را بسقوط مواجه دیدند و ازآن به بعد، با پیامبر اکرم و ارزش های والای انسان ساز دین اسلام بنای مخالفت و دشمنی را گذاشتند.
توطئه ها و دسیسه ها پلیدی را علیه اسلام و مسلمانان شروع نموده، به اعمال شکنجه های بی رحمانه و خشونت آمیز در برابر مسلمانان دست یازیدند.
یاسر و همسرش سمیه از جمله اولین زوج تازه مسلمان بودند که زیر شکنجه های ظالمانه کفار قریش شربت شهادت نوشیدند.
آنگاه پیامبر مجبور شد تا عده ای از مسلمانان را بر حفظ جان و امنیت ایمان شان به سر گردگی حضرت جعفر بن ابی طالب به حیث اولین دسته مهاجر از مکه به حبشه بفرستند.
کفار مکه وقتی از موضوع اطلاع حاصل نمودند، فوراٌ هیئتی را همراه با تحایف و هدایای نفیس و قیمتی به نزد پادشاه حبشه فرستادند، تا مهاجران مسلمان را دست بسته به مکه بر گردانند.
وقتی برای پادشاه حبشه ثابت شد که مسلمانان بر حقند و در برابر مشکرین قریش مظلوم واقع شده اند، مورد تعدی قرار می گیرند، هیئت قریش را جواب منفی داده، مسلمانان مهاجر راتحت حمایت قرار داد.
در کشور ما هم پس از کودتای کمونیست ها درسال 1357 مردم مسلمان ما با خشونت ها و قتل عام های فجیعی روبرو گردیده و حدوداً پنج تا شش میلیون نفر از مردم ما مجبور شدند به خارج از مرز ها مهاجر شوند. بیشترین مهاجرین افغانستان به دو کشور همسایه جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری اسلامی ایران پناه بردند.
بر خورد نظام ها و مردم هر دو کشور یاد شده در قبال مهاجرین دو گونه بود.
در پاکستان برای مهاجرین کمپ هایی را اختصاص داده، حتی امکانات مکاتب و تاسیس پوهنتون های مختلفی را برای احزاب جهادی فراهم ساختند و برای کار و فعالیت های روز مره مهاجرین هیچگونه قید و بستی وضع نکردند.
با این شیوه توانستند امکانات سر شاری را از منابع جهانی جذب و از برکت مهاجرین و مجاهدین افغان از کمک های کشور های اسلامی و کشور های غربی،ضمن اکمال مجاهدین افغان ، برای آبادانی پاکستان حد اعظم استفاده را ببرند،
اما در کشور جمهوری اسلامی ایران، بر خورد ها دو گونه بود:
یکی بر خورد های عاطفی مردمی، کار خانه داران و کارفرمایان که همواره از مهاجرین و کار گران به خاطر کاری که از نیروی جسمی آنان می کشیدند در برابر اخاذی های نیرو های انتظامی و شدت عمل وزارت کار ایران از مهاجرین مظلوم و بی دفاع، حمایت می کردند.
اما بر خورد های دولت ایران در برابر مهاجرین، بر عکس بسیار خشونت آمیز و متعصبانه بود و اولین پارلمان ایران در اولین بر خوردش در سال 1359 در برابر مهاجرین افغان نسبت به مهاجرین سائر کشور ها، از قبیل عراقی ها، کاملاً تبعیض آمیز بود که ده نوع کار ثقیل و شاقه را برای افغان های مهاجر اختصاص دادند و اشتغال خارج از کار های شاقه را برای آنان ممنوع اعلام کردند.
بر خورد های غیر قابل توجیهی را مرتکب گردیدند که در هیچ کجای دنیا و در هیچ مسلکی سابقه نداشت و ندارد.
اگر چه دولت ایران با این طرح و دسیسه توانست کشور خودش را بر روی شانه های مهاجرین مظلوم افغان آباد بسازد، اما سوال اینجاست که با کدام معیار اسلامی و شرعی؟
البته جواب کاملاً روشن است که دولت ایران نمی خواست مهاجرین افغان وارد کار های اساسی و فنی شوند و استعداد های شان رشد نماید و به مهارت های تکنولوژی عصری دسترسی پیدا کنند.
گاهی سر راه با سواد شدن فرزندان مهاجرین افغان مانع می تراشیدند و برای بدست آوردن یک مشت دلار امریکائی از سازمان ملل، هر ساله برای ثبت نام کودکان مهاجرین تکراراً و تکراًرا بهانه می گرفتند.
سازمان ملل بسیار تلاش کرد که ایرانی ها را متقاعد سازد تاقسمت هایی از مناطق مرزی را جهت ایجاد اردوگاه برای اسکان افغان های مهاجر اختصاص دهند، اما کوته نظران و توده ای های نفوذی در دستگاه وزارت کشور مانع این کار شدندو طوری که دل خود شان می خواست از منابع سازمان ملل بابت اسکان مهاجرین، مهاجر پولی دریافت می کردند و بدون اینکه امتیازی برای مهاجرین درنظر بگیرند پول ها و استحقاق مهاجرین را خود دست اندر کاران چار کلاه شان به جیب زده و از این راه سرمایه های بزرگ و افسانوی را برای خود شان اندوختند.
مهاجرین افغان که در کشور شان با اضطراب و اضطرار رو برو بودند، از روی مجبوریت، به این برنامه های ظالمانه محدودیت های کاری که از طرف دولت ایران تعیین شده بود تن دادند، انهم با تحمل چه رنج ها، توهین ها، تحقیر ها، ظلم ها، شکنجه ها، اخاذی هائی که از دست نیرو های وحشی انتظامی ایران می کشیدند.
مهاجرین افغان ستم هائی را ازدست نیرو های انتظامی ایران کشیدند که فقط خود شان می دانند و خدای شان که ما نمونه هائی از بر خورد های غیر انسانی مسئولان امور در قبال مهاجرین راقبلا اشاره کردیم و بعد از این هم یاد آور خواهیم شد.
یاد ما نمی رود، در سال 1380 که طالبان در افغانستان حاکم بودند و در کشور ما خون می جوشید، وزارت کار ایران دو پارادر یک موزه کرد، تا دست افغان های مهاجررا در سراسر ایران از کار بگیرند و وزارت کشور شان هم اعلام نمود که افغان ها الا و لا بد باید به کشور شان بر گردند. اخطاریه صادر نمودند و تهدید کردند و وقت گذاشتند.
سران احزاب و گرو های افغان مستقر در ایران دور هم جمع شدند و در تپ و تلاش افتادند تا وزارت کشور ایران را متقاعد سازند که از اخراج مهاجرین در شرایط حساس دوران خشونت و حاکمیت طالبان دست بردارد، و مهاجرین مظلوم را دست بسته تسلیم طالبان نه کنند.
اما مسئولین بلند پایه ایرانی هیچ کدام حاضر نشدند سران احزاب افغانی را به حضور خود غرض مذاکره بپذیرند.
بالا خره شیخ حسن رئیس اتباع بیگانه وزارت کشور ایران پس از هفته ها توهین، تحقیر و معطلی، سران احزاب افغان را برای شنواندن ابلاغیه خودشان به ملاقات پذیرفت و بدون اینکه هیچ دلیلی را بشنود و قبول کند لند و کوتاه جواب داد که رئیس جمهور خاتمی دیگر تصمیم گرفته است که به حضور افغان های مهاجر در ایران اسلامی خاتمه بدهد، هیچ توجیهی هم پذیرفتنی نیست و چاره ای ندارید جز اینکه به کشورتان باز گردید.
اما تصمیم ایران هنوز جامه عمل نپوشیده بود که حادثه یازدهم سپتمبر در امریکا رخ داد و اخراج مهاجرین به تعویق افتاد.
پس از تحولات اخیر در افغانستان و بوجود آمدن حکومت منتخب که میلیارد ها دالر از کشور های مختلف به افغانستان سرازیر گشت، تاهنوز که هنوز است، وضعیت این کشور روال عادی بخود نگرفته و پول های کمکی هنوز نتوانسته است جیب مسئولین امور را پر نماید تا اضافه مانده آن برای تدابیر اساسی، زیر ساخت ها و کار خانجات تولیدی و شغل آفرینی برای مردم افغانستان بکار گرفته شود، تا مهاجرین زجر کشیده و استثمار شده افغان از کشور ایران وسایر کشور ها با عزت و سربلندی به وطن شان عودت کنند.
متاسفانه دولت افغانستان اصلا به فکر مردم و باز سازی وطن و بر گشت ابرو مندانه مهاجرین نبوده و نیست و تمام سرمایه های وارده را برای کرایه رفت و آمد ها و جیب خرج های وزیران، مشاوران و رئیسان انجو ها و دید و باز دید از خانواده های شان که همگی در کشور های اروپائی و امریکا به سر می برند، به مصرف رسانده و حتی بعضی از آنان به سرمایه گذاری های افسانوی اقدام کرده، ولی بد بختی های افغانستان همچنان پا بر جا باقی مانده است.
از اول سال جدید نیز مسئولین دولت ایران، اخصاً احمد حسینی، مشاور وزیر داخله ایران که از جمله بقایای تیم کاری ارسطو ایرانی (مهره نفوذی حزب توده در وزارت کشور ایران که با اشاره شوروی ها به نفع رژیم کمونیستی کابل علیه مهاجرین افغان در ایران دسیسه چینی می کرد و اسم مشخصات عکس ها و سوانح مفصل احزاب فعال جهادی را که در ایران دفتر داشتند، از طریق حزب توده به شوروی و سپس به کابل می فرستاد، در همدستی با ناخدا افضلی که به اتهام طرح بر اندازی دولت ایران دستگیر شدند) بوده و از ریشه و اساس با افغان ها در ستیز است، همواره با همدستان دیگرش طرح های خائنانه ضد افغانی را در چوکات وزارت کشور ایران براه انداخته و در ایجاد تنش بین دو ملت مسلمان ایران و افغان دست داشته است.
وقتی در سال 1380 به حیث رئیس اتباع بیگانه در وزارت کشور ایران مقرر گردید، بی شرمانه اعلام داشت که طلاق (25000 تن) زنان ایرانی که با افغان های مهاجر ازدواج کرده اند را از شوهران آنها به زور خواهد گرفت!!
اما راجع به طرح عملیات اخراج اجباری مهاجرین افغان که احمد حسینی روی دست گرفته بود، باید یاد آور شویم که این طرح از جمله آرزو های دیرین و خواب های خوش توده ای ها بود که درآن روز در حال تحقق یافتن و عملی شدن بود.
طبق گزارش مورخ هجده ثور 1386 رئیس امور مهاجرین ولایت هرات که با رسانه ها سخن می گفت، اظهار داشت:
از جمله مهاجرین اخراج شده افغان از ایران به مرز هرات که احصایه گرفته ایم. در بین مهاجرین اخراج شده تعداد 2500 فامیل دارای مدرک قانونی را که برخی از اعضای فامیل شان در ایران باقی مانده و حسابات مالی شان هم نزد کار فرمایان ایرانی، به زور از مرز بیرون انداخته اند، در حالیکه مقامات ایرانی مدعی اند که مهاجرین بدون مدرک قانونی را اخراج کرده اند.
مهاجرین اخراج شده در مصاحبه های خود می گویند که ما در خانه های خود بودیم که نیرو های انتظامی ایران به شکل بسیار وحشیانه از در و دیوار ها به خانه های ما ریختند و ما را به زیر لت و کوب گرفتند و افراد محل را هم با خود شان آوردند و تمام اموال و اثاثیه خانه ما را تاراج کردند و ما را بی رحمانه با دست خالی بار زدند و به شکل فجیعی با خشونت و دست و پای شکسته از مرز اخراج کردند.
هر قدر گفتیم اموال ما را نبرید، آخر ما مسلمانیم، مدرک قانونی اقامت هم داریم، کسی گوش نکرد.
چند روز قبل هم رسانه ها گزارش دادند که نیرو های وحشی انتظامی ایران چند تن مهاجر را با کمال خشم و خشونت از روی ساختمان چهار طبقه به پائین انداختند.
لت و کوب و شکستن دست، پا و سرو گردن مهاجرین که فراوان اتفاق افتاده است و نمونه های آن را از روی صفحه تلویزیون ها همه تماشا کرده اند!!
حالا می خواهیم بپرسیم که مسئولین دولت ایران با مهاجرین مسلمان افغان به زعم خود اسلامی بر خورد می کنند یا نه آزادانه دست زدن به هر جنایتی را شرعا برای خودشان محفوظ داشته اند؟
اگرایران، اسلامی بر خورد می کند، این وحشی گری های غیر انسانی، شکنجه ها و از پشت بام های ساختمان های چهار طبقه به پائین انداختن و قتل و کشتار کارگران مظلوم و بیگناه مهاجر افغان را از روی کدام معیار اسلامی و انسانی الگو بر داری کرده اند؟
اگر این الگو بر داری را از تماشای فلم حضرت محمد رسول الله (ص) بر داشته باشند، فکر می کنیم لت و کوب شکنجه و قتل و کشتار مسلمانان و چور چپاول اموال و دارائی بجا مانده از آنان پس از مهاجرت شان از مکه به مدینه، بدست بت پرستان قریش انجام یافته نه اینکه از طرف پیروان دین اسلام بر علیه مسلمانان دیگر صورت گرفته باشد.
حالااگر مسئولان دولت ایران قبول ندارند، ما از ایشان می خواهیم لطف کنند فلم حضرت محمد رسول الله را حد اقل یک بار دیگر با دقت تماشا کنند، بعد دست به عملیات وحشیانه تصفیوی مهاجرین افغان و تاراج اموال واثاثیه شان بزنند تا ما هم بهفمیم که ایران کدام الگو را خط مشی خود قرار می دهد؟
جالب اینکه داکتر سپنتا وزیر خارجه افغانستان در جریان استیضاحش توسط پارلمان دست به افشا گری زد و صریحا ابراز داشت که ایرانی ها در رابطه با بند سلما و مسئله جریان آب هریرود که از مرز افغانستان گذشته به ایران می ریزد، خواسته ای داشت که ما نخواستیم باج بدهیم، این وضع را بوجود آوردند.
آنها برای باج خواهی خود می خواهند این اهرم فشار را برای بی ثباتی ما وارد سازند.
قابل یاد آوری است که بر سر این فاجعه انسانی که ایرانی ها بخاطر احداث بند سلما خلق کردند دو تن از وزیران ذیدخل در امور مهاجرین داکتر سپنتا و زیر امور خارجه و محمد اکبر اکبر وزیر امور مهاجرین افغانستان دو روز متوالی به پارلمان فراخوانده شده مورد استیضاح قرار گرفته، به اتهام کم کاری و بی کفایتی به ایشان رای عدم اعتماد داده شد. این هم از آسیب پذیری دولت افغانستان و موفقیت توده ای ها بر گردا نندگان نظام جمهوری اسلامی ایران که مهره های حزب توده موفقانه توانستند عقده های پلید تاریخی خود شان را بر معیار ها و موازین اسلامی آنان چنان غلبه دهند که حتی علما و فقهای قم را هم در برابر فجایع خشونتبار آفریده شده، در قبال قتل و جرح افغان های مهاجر به سکوت و بی تفاوتی وادارند و عملاً ثابت سازند که ظلم، تعدی و جنایت بر هر مسلمانی، اخصاً اگر افغان های پدر سوخته باشند، شرعاً جائز، لازم و واجب است و غیر قابل پیگرد و در عین حال حق مسلم توده ای های نفوذی در دستگاه دولت جمهوری اسلامی ایران.